سلام گل يه دونه من مي خوام برات از كارهايي كه انجام ميدي بنويسيم شيطون بلا دو روز آوردم سركار اداره رو بهم ريختي مي گن ماشاالله عجب پسر شيطوني داري. ماماني از تمام وسايل خونه دست ميگيري بلند ميشي سر پا بدون هيچ كمكي بيشتر هم به زير تلويزيون و مجسمه ها علاقه داري ماماني هم همه مجسمه ها رو قايم كرد از ترس اينكه يه موقع تدازي روي خودت. ميري توي راهرو و ميخاي از در خونه بري بيرون بلا تازه خبر نداري رفته بودي خونه بابا بزرگ پيش عموهات و صندلي رو كشيدي و انداختي روي دماغت و دماغتو زخم كردي ماماني رويه مبل مادرجون كشيدي و سرت خورد به سراميك و ماماني واست غش كرد اخه نميدوني سرت چه صدايي و تو هم كه كلي گريه كردي عزيزم تقصيربابايي بود كه حواسش بهت...